چشم سوم | مروری کوتاه بر کارکردهای زبان
«زبانْ چشم سومی است که در باطن همنوع ما مینگرد.» (ژان_پل سارتر) ما، انسانها، خالی از هدف نیستیم. هرکس از ما در هر حالی هدفی را نشانه گرفته است. از منی که به
زبانْ گنجینۀ نامتناهی | زبان چیست؟ زبانشناسی چیست؟
“زبانشناسیْ مطالعۀ علمیِ زبان است.” (بیشترِ زبانشناسان) زبانشناسی را در یک جمله تعریف کردهاند. با تکجملهای کوتاه. با دو کلمۀ ساده؛ “مطالعۀ علمی” و “زبان”. انگاری زبانشناسان نخواستهاند تعریفِ آغازینِ کتابشان را
چیدمان | دربارۀ شکستهنویسی
اوایل اسفند ۹۶، به هنگام خواندنِ کتابِ “اصول شکستهنویسی”، یادداشتکهایی را با مداد در گوشهکنارِ آن کتاب مینوشتم. چیزی در حدودِ دو سال بعد، وقتی دوباره سراغ آن کتاب رفتم، اثرِ قلم در
نق نقو | گلچینی از نامآواها (اسمصوت سابق)
نامآواها یا اسمصوتها الفاظیاند که، بهطور معمول، از طبیعت گرفته میشوند و بیانگر صداهایی ازقبیل صوت خاصّ انسان یا حیوان و یا صوت بههم خوردن چیزی به چیز دیگرند. این صوتها بیشتر بهصورت
کوفت | گلچینی از بهترین شبهجملهها
شبهجملهها، جملاتی ناقصاند. جملاتی که آنها را با یک یا چند کلمۀ بدون فعل میسازیم. این جملات با آنکه فعل ندارند ولی همانند جملات تام، معنایی کامل را به مخاطب میرسانند. ما شبهجملهها
خموچم | گلچینی از اصطلاحات عامیانه
این فهرستی از ترکیبات و اصطلاحات عامیانه است که هر بار پس از شنیدن از کسی و یا خواندن از لای کتابی آنها را در گوشۀ دفتری ثبت میکردم. ♦ آ آب
هزار هنوز | ما از زبانبازی خستهایم به زبانپروری نیازمندیم
۱_ ما از زبانبازی خستهایم به زبانپروری نیازمندیم هرازگاهی از خودم میپرسم چرا اینقدر نویسندهٔ درستوحسابی و باسواد در کشورمان کم داریم؟ چرا پای مقالاتِ علمی و دانشگاهیمان به آن ور آب باز
شیوۀ برگردانِ کتاب در ایرانِ امروز
مگر با برگردانِ چند کتابِ غربی میشود فرهنگِ فرنگی را در ایران پیاده کرد؟ تازه آن هم با این شیوۀ برگردانِ کتاب در ایرانِ امروز که خود نیازی مبرم به دوربرگردان دارد. هر
مهم این است که همیشه آنارشیست باشی | نامهای که به جلال آل احمد نوشتم
با چاپ شدنِ چند داستانت در مجلهٔ سخن، نامت بر سر زبانها افتاد. داستاننویسی ناآرام بودی. به پیروی از «لویی_فردینان» فرانسوی، داستانهای نیشدار مینوشتی، جملاتت را بیفعل به امان خدا رها میکردی و
روجا | نامهای که نیما برایم نوشت
من شاعری خوشذوق، خوشقریحه و البته بیادعا بودم. با آنکه میدانستم طراوتی تازه به ادبیات ایران بخشیدم؛ ولی نه باری به دوش خودم احساس میکردم و نه خودم را بیش از یک شاعر
ازجمله یادداشتهای من
- چشم سوم | مروری کوتاه بر کارکردهای زبان
- زبانْ گنجینۀ نامتناهی | زبان چیست؟ زبانشناسی چیست؟
- چیدمان | دربارۀ شکستهنویسی
- نق نقو | گلچینی از نامآواها (اسمصوت سابق)
- کوفت | گلچینی از بهترین شبهجملهها
- خموچم | گلچینی از اصطلاحات عامیانه
- هزار هنوز | ما از زبانبازی خستهایم به زبانپروری نیازمندیم
- شیوۀ برگردانِ کتاب در ایرانِ امروز
- مهم این است که همیشه آنارشیست باشی | نامهای که به جلال آل احمد نوشتم
- روجا | نامهای که نیما برایم نوشت
- نثر نو | خاطرهای از صادق هدایت