چشم سوم | مروری کوتاه بر کارکردهای زبان

«زبانْ چشم سومی است که در باطن هم‌نوع ما می‌نگرد.»

(ژان_پل سارتر)

ما، انسان‌ها، خالی از هدف نیستیم. هرکس از ما در هر حالی هدفی را نشانه گرفته است. از منی که به فکر خوردن‌ و خوابیدنم تا شمایی که به فکر اختراع و اکتشافید، هرکدام هدفی را می‌خواهیم. و برای رسیدن به آن کاری می‌کنیم. در بسیاری زمان‌ها، چون بی‌واسطه به هدف‌مان نمی‌رسیم، کارمان را به یاری یک یا چند ابزار انجام می‌دهیم.  مثلاً حساب کنید همین حالا که گرم نوشتنم از چند ابزار کمک گرفته‌ام؛ از برق و رایانه و کتاب و چراغ و دفتر و مداد و خودکار بگیرید تا میز و صندلی و عینک و غیره. آیا اگر این‌ها نبودند می‌توانستم به هدفم برسم و حرف‌هایم را با شما در میان بگذارم؟ هرگز. پس دور از آبادی نرفته‌اند آنانی که انسان را حیوان ابزارمند توصیف کرده‌اند.

ما با ساخت ابزارهای جدید، با یاری گرفتن از ابزارهای ازپیش‌موجود (=ابزارهای خدادادی)، با نوسازی و بهسازی آن‌ها، کارهامان را آسان می‌کنیم، به‌‌شان شتاب می‌بخشیم و از پس‌شان بهتر برمی‌آییم. گاه حتی ابزاری به‌ظاهر ساده ممکن است گرهی ناگشودنی از کلاف‌ کارمان بگشاید و چرخِ سنگینِ چندین کارمان را به راه بیندازد. و زبان از این‌ ابزارهای گره‌گشایِ چندکارکردی است.

ما از زمانی که پامان را به هستی گشودند، با زبان بودیم  و تا کنون با آنیم. و زبان، در تمام این دوران، کارها برای‌مان کرد. زبان تلاش کرد تا ما توانستیم گرد هم آییم و با هم باشیم. زبان گفت آنچه را از هم می‌خواستیم. زبان رساند آنچه را که در ذهن و ضمیرمان بود. با زبان از هم گله کردیم و همدیگر را از خطرها آگاهانیدیم. با آن به هم امّید بخشیدیم  و از خوشی‌های روزگار گفتیم. زبان چشم سومی برای‌مان شد،  تا با آن ببینیم آنچه را که در جهانِ دیده‌ها نادیدنی است، آنچه را که در درون همسان‌مان بود و بی‌گفتنش هیچ‌گاه و هیچ‌گونه آن را نمی‌دیدیم.

زبان نه فقط ذهن‌خوان شد و از اندیشۀ هم‌نوع‌مان باخبرمان کرد که کالبد فکر و خیال‌مان شد. هرچه تصویر و معنی و دانسته‌ _ در ذهن _ داشتیم، لباسِ واژه بر تن‌شان پوشاند. آنگاه که واژه‌ها در کنار هم نشستند، گاه در زندگی خرد ورزیدیم و برای بیچارگی‌هامان چاره‌ جوییدیم. و گاه نیز که از پا در آمدیم، پَرِ پندار گشودیم و خیال را پراندیم به جایی دورتر از خاک خردمندان، تا آسمان شعر، تا فراسوی ناداستان.

 

به اشتراک‌گذاری یادداشت
پیشنهاد مطالعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *