نامآواها یا اسمصوتها الفاظیاند که، بهطور معمول، از طبیعت گرفته میشوند و بیانگر صداهایی ازقبیل صوت خاصّ انسان یا حیوان و یا صوت بههم خوردن چیزی به چیز دیگرند. این صوتها بیشتر بهصورت تکراری به کار میروند.
♦ آ
♦ الف
♦ ب
♦ پ
- پِتپِت (صدای فتیلۀ چراغ به هنگام تمام شدن)
- پچپچ (نجوا، صدای زیرگوشی)
- پَرپَر زدن (به هم زدن بال پرنده)
- پِق (صدای خندۀ ناگهانی)
- پُوف (فوت)
- پیشپیش (آوازی که با آن گربه را خوانند)
- پیف (برای بیان کراهت از بوی بد)
- پُک (صدای کشیدن سیگار، چُپُق و قلیان)
♦ ت
- تالاپوتالاپ | تالاپوتُولوپ (صدای برخورد کفش در گِل و لای)
- تپش (صدای قلب را گویند)
- تُپُق (نامی برای صدای خارجشدۀ نامقصود)
- تَتَقْ تَقْ تَقْ (آوایی برای ریتم گرفتن)
- تِتهپِته (نامی برای لکنت زبان)
- تراقوتوروق (صدای برخورد دو چیز)
- تِرتِر (صدای اسهال و شکمروش)
- تَرَق (صدای شکستن)
- تِرِقتِرِق (صدایی که به هنگام شکسته شدن سقف شنیده میشود)
- ترنگاترنگ (آواز تارهای ساز)
- تَقْ (صدای برخورد دو جسم به یکدیگر)
- تَقُوتُوق (صدای تیراندازی یا ضربه)
- تِکتِک (صدای ساعت)
- تِلِپ (صدای سربارشدن)
- تِلِقتِلِق (صدای قراضه و فلز)
- تِلنگ (زدن انگشت بر دف و دایره)
- تِلُوتِلُو (صدایی برای بیان حرکت به چپ و راست)
- تندر (نامی برای غرش آسمان)
- تیکتاک | تیکتیک (صدای ساعت)
♦ ث
♦ ج
- جِر | جِرجِر (صدای پاره شدن پارچه و کاغذ)
- جِرواجِر (پاره کردن شدید، تکهتکه کردن)
- جِرینگجِرینگ (صدای زنجیر)
- جِزجِز (صدای آتش)
- جِزولز (صدای سوختن)
- جِقجقه | جِغجغه (نامی برای یکی از اسباببازیهای کودکان)
- جِغجِغ (شور و غوغای بیمعنی)
- جَغوربَغور (صدای زشتی و ناهماهنگی)
- جِلزُووِلز (صدای سوزوگداز)
- جیرجیر (صدای حشرات)
- جیرنگ (شکستن شیشه)
- جیز (صدای تف دادن چیزی در روغن، صدای تماس آب و آتش)
- جیغ (فریاد)
- جیک | جیکجیک (آواز بعضی پرندگان مثل گنجشک)
- جیک زدن (صدا درآوردن)
- جیلزوویلیز (صدای سوختن و سرخ شدن)
♦ چ
- چِخ | چِخِه (برای راندن و نهیب زدن سگ)
- چَک (صدای سیلی)
- چِک (صدای افتادن قطرۀ آب)
- چَکاچاک (صدای به هم خوردن سلاحهایی از قبیل شمشیر)
- چهچه (آواز بلبل و بعضی دیگر از پرندگان)
♦ ح
- حِقحِق (حکایت صوت سکسکه)
♦ خ
- خِرخِر (صدای کشیدن چیزی روی چیزی)
- خُرخُر (صدای گلوی گرفته شده، خرناس)
- خِرچخِرچ (صدای جویدن چیزی ترد)
- خُرناس (خُرخُر)
- خُروپُف
- خِسخِس (صدای تنفس کسی که مبتلا به تنگی نفس است)
- خِشخِش (صدای خراشیدن، صدای بههمخوردن کاغذ یا لباس بههم)
♦ د
- دامبولودیمبول (سروصدای ساز و آواز، بزنوبکوب)
- دامپ (صدای انتقال ناگهانی)
- دَبْدَبِه (آواز دهل و نقاره، صدای افتادن و برخورد چیزی به زمین)
- دَق (صدای کوبیدن به چیزی)
- دلِنگدلِنگ (صدای زنگوله و زنگ و ناقوس)
- دندانغروچه/قروچه (برهم فشردن دندان)
- دَنگ (صدای برخورد دو جسم به هم)
- دینگ (صدای اعلان پیام در تلفن همراه و … )
♦ ذ
- ذُقذُق (احساس سوزش و تیرکشیدن زخم)
♦ ر
- رِخرِخ (صدای چوب و اشیای چوبی)
- رعد (نامی برای صدای غرش ابر، تندر)
♦ ز
- زارت | زِرت (صدای ناهنجار)
- زارت و زورت | زرتوزورت (حرفهای بیمعنی، سروصدای بیهوده)
- زاغوزوغ (شور و غوغا و آشوب)
- زِرزِر (غر زدن، گریه کردن شدید بچه)
- زِر زدن (دریوری گفتن)
- زِقزِق (آواز زاری بریدبریدۀ کودک)
- زُقزُق (احساس ناملایم در زخم و جای سوختگی)
- زِکی (به نشانهی تعجب و تمسخر و انکار گویند)
- زمزمه (آهسته گفتن یا خواندن)
- زُوزِه (صدای سگ و شغال و گرگ)
- زِهی (آوایی به نشان آفرین و افسوس)
♦ س
- سکسکه (حالتی که بر اثر آن صداهای پیاپی از گلو برآید)
- سوت (صدایی که با بیرون دادن نفس از دهان خارج میکنند)
♦ ش
- شُرشُر آب | شُرشُر ناودان (صدای ریزش آب)
- شَرَغ (صدای نواختن سیلی)
- شَق (صدای نواختن محکم)
- شِقشِقه (صدای شتر نر)
- شَقورَغ (راست راست)
- شِلِپ (صدای سیلی، صدای بوسیدن، صدای افتادن چیزی در آب)
- شِلپْ شُلُوپ (صدای دست و پا زدن در آب)
- شیون (صدای ناله و ماتم، گریهی بلند)
- شیهه (بانگ اسب)
♦ ص
- صفیر (بانگ مرغان و پرندگان، صدای رهاشدن تیر)
- صَلا (آوایی برای فراخواندن)
- صیحه (فریاد، بانگ شدید)
♦ ض
- ضَجّه (بانگ و فریاد، نالۀ شدید)
♦ ط
- طُپُق (حرفی را بهجای حرف دیگری زدن)
- طمطراق (کر و فر، شأن و شوکت)
- طنین (صدای ساز و طبل را گویند)
♦ ظ
♦ ع
- عربده (نامی برای بانگ و فریاد، نعره)
- عَرعَر (صدای خر، بانگ الاغ)
- عُق (حالت تهوع)
- عوعو (صدای سگ)
♦ غ
- غارغار (آواز کلاغ)
- غاروغُور (صدای شکم، هرجومرج)
- غُر (آهسته حرف زدن)
- غُرمبه (صدای آسمان)
- غُرّان (فریادکنان، غرنده)
- غِرِچغِرِچ | قِرچقِرچ (ساییدن دندانها با فشار)
- غِرغِره | قِرقِره (گردانیدن مایعی در دهان)
- غرّولُند (غُر، نِق، سخن آهسته از روی خشم و اعتراض)
- غریو (فریاد، فغان)
- غِژغِژ (صدای کفش)
- غِشْغِرق/قِشْقِرق (دادوفریاد)
- غَشغَش (خندیدن تا حد بیتابی)
- غُلغل | غُلغل کتری | غُلغل قلیان
- غو (بانگ و فریاد، غریو)
- غوغا (شور و فریاد)
♦ ف
- فخوفوخ (صدای باد)
- فِرفِره (با شتاب رفتن و خواندن)
- فِش | فِشفِش (صدای بیرون ریختن مایعی از جایی باریک با فشار)
- فِسفِس (نامی برای کندی و تأنی)
♦ ق
- قارقار (آوای کلاغ)
- قاروقُور (آواز شکم!)
- قِژ | قِژقِژ (صدای سُر خوردن و سایش دو فلز)
- قُدقُد (صدای مرغ پس از تخم گذاشتن)
- قِرقِر (صدای چرخ یا دولاب، هنگام چرخیدن | صدای لولای در، هنگام بازوبسته شدن)
- قُرقُر |قرقر کردن (غُرغُر، اعتراض، نقنق)
- قُلُپ قُلُپ (جرعه جرعه)
- قوقو | قوقولیقوقو (خروس)
- قهقه (نامی برای خنده)
- قهقاع (خندۀ خرس!)
♦ ک
- کِخ (صوت برای بازداشتن کودکان از چیز کثیف و بیماریزا)
- کِرکِر (خندهی دراز و بیش از اندازه)
- کِشکِش (برای برانگیزاندن سگ)
- کَلکَل (یاوهگویی برای هم)
- کُواککُواک (صدای اردک)
- کُوکُو (صدای فاخته)
- کیش | کیشکیش (برای راندن مرغ)
♦ گ
- گارامبی (ناگهانی و باصدا به جایی خوردن)
- گُر | گُرگُر (صدای شعله کشیدن آتش)
- گُرومپ (صدای سنگین)
- گِزگِز (بانگ خفیف)
♦ ل
- لَپلَپ (صدای آبخوردن سگ)
- لِخولِخ (صدای کشیدن کفش کهنه روی زمین)
- لَغلَغ | لَقلَق (حرکت از این سو به آن سو، حرکت چیز نااستوار)
- لُند | لُنده (با غضب زیرلب سخن گفتن، غُر)
- لَهلَه (آواز نفس پیاپی با بیرون کردن زبان هنگام تشنگی)
- لَفلَف (خوردن با تمام دهان)
♦ م
- ماچ (صدای بوسه)
- ماچومُوچ (بوسیدن و لیسیدن صدادار)
- ماسماسک (کنایه از وسیلهای دکمهدار)
- مِسمِس (فِسفِس، تأنی)
- مِلِچمِلِچ (صدای دهان به هنگام غذا خوردن)
- مِنُومِن (سخن بریدهبریده و با تأنی زیاد)
- مویه (گریه و ناله)
- میومیو (صدای گربه)
♦ ن
- نُچ (نه عامیانه، بیشتر در تداول کودکان یا به هنگام مزاح گفته میشود)
- نُچنُچ (صدایی برای بیان تأسف از کار ناخوشایند یا غیرمنتظره)
- نِق | نِقنِقو | نِغ | نِغنِغو (پُرحرف، غُر زن)
- نعره (نامی برای فریاد)
- نِکوناله (نام ناله و زاری)
- نوچ | نوچنوچ
- نیچ و نوچ (به حرفهای بیارزش گویند)
♦ و
- واقواق (صدای سگ)
- واهواه (برای بیان تعجب و جاخوردگی)
- واویلا (برای بیان شکایت از دشواری کار)
- وِر | وِر زدن | وِراجی (حرف بیخود، پرحرفی)
- وِز | وِزوِز (صدای پشه و مگس)
- وَغ (پارس و آواز سگ)
- وِلْوِلِه (سروصدا هیاهو، آشوب)
- وَنگ (دادوفریاد، گریه با دادوفریاد)
- وَه (صوتی برای تحسین و آفرین)
♦ ه
- هاپ (صدای سگ)
- هارتوپورت (سروصدا، جاروجنجال)
- هافهاف (صدای سگ پیر)
- هافهافو (پیر بیدندان)
- هان (کلمهای برای آگاهساختن یا برحذرداشتن)
- هایهای (شور و گریۀ ماتمزدگان)
- هایوهوی (هیاهو، شور و غوغا)
- هُر (صدای استفراغ)
- هِر (صدای فروریختن بنا)
- هُرت (صدای بالاکشیدن مایعات به دهان)
- هُری (صدای فروریختن دل از ترس)
- هِقهِق (صدای گریۀ شدید)
- هلهله (آواز بلند شادی)
- همهمه (صدای درهموبرهم)
- هِن | هِنُوهِن (صدای نفس با زحمت و ناشی از خستگی)
- هو (بانگ و فریاد)
- هَوار (دادوفریاد و سروصدا)
- هوهوی (صدای جغد)
- هی | هیهی (برای راندن الاغ و بعضی دیگر از حیوانات)
- هیس (صوتی است که از آن امر به آهسته گفتن یا سکوت کردن خواهند.)
- هِه (صدایی است که در وقتی که خواهند دهن شخصی را بوی کنند از آن شخص بر گوش میخورد.)
♦ ی
- یَلّی (بانگ و فریادی که در حالت مستی و یا هنگام رسیدن خبر خوش مینمایند.)