متن‌ها این‌گونه خواستنی می‌شوند

۱
متن مطلوب، آن است که نرم و آسان باشد. خواننده به سادگی از مطالب آن سر در بیاورد و زود از حرف اصلی آن باخبر شود. البته شاید گروه زیادی از مردم با خواندن آن به چیزی آگاه نشوند، مهم آن است قشری که متن برای آنها نوشته شده است به وقت درک کلام کلافه نشوند. همچنین، روشن است که مقصود از ساده‌نگاری، ساده‌انگاری و سطحی‌نگری مسائل نیست.

 

۲
علاوه بر این، متن مطلوب آن است که حس خوبی به مخاطب القا کند و او را به آینده خوش‌بین نماید. ذکر مصیبت همیشگی از مشکلات مردم و هراساندن آنان از پیشامدها و دلسرد کردن آنان از زیستن و زندگی، برای نویسنده، هنری فاخر به حساب نمی‌آید؛ به‌ویژه اگر نویسنده تئوریسینی واقع‌گرا نباشد و برای عبور مردم از دوران درد راه در رویی به آنان نشان ندهد.

 

۳
سودمند و پرفایده است؛ یعنی هر خواننده می‌تواند به قدر علم و دانش خود توشه‌ای از آن یادداشت برداشت کند. البته یادمان باشد، همان قدر که متن طراز می‌تواند مفید و ثمربخش باشد به همان حد نوشته‌های بنجل و به‌دردنخور می‌تواند ذهن خواننده را برای عمری با نقشی ناخوشایند بخراشد.

 

۴
فکر را به کار می‌اندازد. در یک متن خوب، مخاطب با نظریات و پرداخت‌های فکری نو آشنا می‌شود و بعد از مطالعه، خود را در باغ اندیشۀ دیگران میهمان می‌بیند و میل به اندیشیدن در او دوچندان می‌‌شود.

 

۵
به پرسش و پژوهش وامی‌دارد. نویسنده مانند یک تردست می‌تواند در هر کلمه و جمله و بند، به نکته‌ای نازک اشاره کند و خواننده را به تحقیق و تتبع بیشتر، مشتاق‌تر کند.

 

۶
همچنین متن مطلوب آن است که مخاطب را از تعلل و طفره دور نماید و او را به اقدام و اصلاح و عمل ترغیب کند.

 

۷
تنها سرگرم‌کننده نیست. برخی نوشتجات فقط سرگرم‌کننده‌اند و چنانچه از خواندن آنها کیف و حظی برای خواننده فراهم شود تنها محدود به همان زمان خواندن است؛ و پس از پایان مطالعه، خواننده می‌بیند هیچ چیز ‌درخوری در ذهنش باقی نمانده است. ولی بعضی متن‌ها چنان ریشه‌دار و شریفند که بعد از اتمام‌شان خواننده زود دلتنگ‌شان می‌شود، آن به آن نکات آن را در ذهن زیرورو می‌کند و هرروز از شهد آن بهره‌مند می‌شود.

 

۸
خالی بودن نوشته از حشو یکی دیگر از شاخصه‌های متن ممتاز است. نویسنده در استخدام واژه‌ها حساسیت زیادی به خرج می‌دهد و پس از نگارش، با دیدۀ باز و ذهن آماده، هر واژۀ هرز را از متن پازش (وجین) می‌کند.

 

۹
همه چیز آن سنجیده و درست می‌باشد. در چنین متنی، هیچ‌گاه جملات بی‌سروته، عبارات از هم پاشیده، واژگان پریش و سخنان بی‌اساس مشاهده نمی‌شود؛ چون نویسندۀ آن با برنامه وارد میدان نگارش شده است و پای هر ادعایی قرائن و شواهد کافی ارائه داده است.

 

۱۰
گاه کوتاه و گاه بلند و گاه میانه است. نویسنده مانند یک سخنور با در نظر گرفتن زمان و مکان و مخاطب و دیگر شرایط جملات، بند و نوشته‌اش را کوتاه و بلند می‌کند. پس نه کوتاه‌نویسی هنر است و نه بلندوبالا‌نویسی، و حتی نه میانه‌نویسی؛ هنر در اندازه و به اقتضای شرایط نوشتن است.

 

۱۱
سوژۀ‌ پربها و اهمیت دارد. گرچه برخی تلاش می‌کنند که سوژه‌ای زرد و عامه‌پسند را با صد قلم زیب و سرخاب لفظی و تصویری بزک کنند. ولی روشن است که این آرایشگران در نویسندگی آبرویی کسب نخواهند کرد؛ زیرا خوانندۀ تیزهوش زود ملتفت خواهد شد که با نوشته‌ای پوک و پوسیده مواجه شده‌ است. به‌حق، هنگامی که حرفی تازه در باطن متن نباشد از روی و ظاهر زیبای آن چه اعتباری برای نویسنده‌اش کسب خواهد شد؟

 

۱۲
با باور و اعتقادی عمیق نوشته شده است. حرفی که بی‌اعتقاد به روی کاغذ آمده باشد بر دلی کارگر نمی‌شود. هنگامی که نویسنده از روی باور و ایمان قلبی خود ننویسد ردپایی از اثرش را نمی‌توان در بیرون جست. مع‌الأسف، بسیارند کسانی که برای چندرغاز پول یا کسب اعتباری چند، دست به چاپ و نشر چیزهایی می‌زنند که هرگز دل و جان‌شان با آن چیزها عجین بلکه قرین هم نشده است.

به اشتراک‌گذاری یادداشت
پیشنهاد مطالعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *