فرم یا قالبِ محتوا

هر متنی بر دو پایه استوار است: محتوا و فرم محتوا.

محتوا همان حرف و سخنی است که نویسنده به خاطر ابراز آن دست به قلم برده است؛ و فرم یا قالبِ محتوا یعنی همین واژه‌ها، همین علائم و نشانه‌هایی که بایست ذهنیات نویسنده را روی کاغذ تروخشک کند و خوب به بار بیاورد؛ عواطف و احساسات نویسنده را _ از غم و غصه، غضب، غبطه، رغبت، غمخواری و رقت و غیره _ به شکلی واقعی و غیرساختگی، بی‌کم و کسر به خواننده نشان دهد؛ زیبایی و شکوه شاهکارهای بزرگ جهان را برای همۀ شیفتگان خواندن آشکار کند؛ و چنانچه گزینش واژه‌ها و نشانه‌ها به گونه‌ای باشد که همان جهان ذهنی نویسنده و درونیات او را به خوبی به خواننده القا کند مأموریت نویسندگی به شایستگی به اتمام رسیده است.

با این توضیح، هم شأن و شوکت محتوای یک متن معین می‌شود و هم نقش واژه‌ها و نشانه‌ها. اگرچه بعضی گمان می‌کنند که رسایی کلام، دلنشینی مطلب و محتوا برای ابداع یک متن ویژه و خاص کافی است؛ لکن آگاهی ندارند که شکل و صورت محتوا و گزینش واژگان تا چه مقدار در بهبود یک نوشته نقش دارد.

نویسندۀ چابکدست هیچ‌گاه با دستیابی به مضامینی نو، وظیفۀ خود را پایان‌یافته نمی‌بیند. کار دشوار نویسنده از آنجا آغاز می‌شود که تلاش می‌کند مفاهیم تازه را با ظاهری ظریف و زیبا همدم و همنشین سازد. البته، چنانچه گفته شود محتوا و ابزار ارائۀ آن (یعنی واژه‌ها و نشانه‌ها) را خاصیت و فایده‌ای نیست؛ می‌گوییم پس بایست اثر یک نویسندۀ نوپا و بی‌ذوق دارای همان لطافت و کیفیتی باشد که اثر یک نویسندۀ کارآزموده و ذوقمند دارد، و حال آنکه به‌وضوح این‌گونه نیست.

ازاین‌روی، فرم و محتوا، هر دو _ کمابیش _ به یک میزان مهم و ارزشمند هستند و نبایست یکی را بر دیگری مقدم داشت. هر دوی اینها بایستی از مزه و ظرافت و زیبایی بهره‌مند باشند و چنانچه یکی دچار نقص شود، حال کلام بتمامه ناخوش می‌شود.

براین‌اساس، افزون بر محتوا، پایۀ دیگر نوشته، شیوۀ ارائۀ محتواست. همچنانکه هر اثر هنری بدون بهره‌مندی از فرمی مناسب کاری فاخر به حساب نمی‌آید، محتوای متنی نیز بدون برخورداری از قالبی برازنده هیچ‎گاه اثری نفیس و گران دانسته نمی‌شود.

به اشتراک‌گذاری یادداشت
پیشنهاد مطالعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *