نقشه‌کشی برای ساختمان نوشته

نویسندۀ کارآزموده پس از پیدا کردن سوژۀ نوشتن و پژوهش پیرامون آن، با یک نقشۀ دقیق به نوشتۀ اولیۀ خود نظم و سامان می‌دهد.

این کار به نویسنده کمک می‌کند تا بداند در نوشتۀ نهایی عناصر کلام را در چه جایی قرار دهد، چه مقدمه‌ای بچیند، حوادث و اتفاقات را چگونه بیان کند، گفتن چه چیزی را پیش بیندازد، هر چیز را تا چه مقدار شرح دهد و باز کند و با چه روشی کلامش را به پایان برساند.

در طرح و تنظیم یک نوشته، چینش مطالب مشخص می‌شود، اسکلت و ساختار اساسی محتوا و مطالب وابسته پی‌ریزی می‌شود و قدر و منزلت عناصر سخن برابر با ارزش و برجستگی آن خوب وارسی می‌شود و پس از صاف و طراز کردن مسیر نوشتن، نگارش نهایی شروع می‌شود.

البته، گا‌هی در حین نگارش، ساختاری مناسب‌تر به ذهن نویسنده می‌رسد که به جریان انداختن این نظم نو نیازمند دستکاری در ساختار اولیۀ نوشته است. این نوسازی طرح، نه نشان ضعف و ایرادی در نویسنده است و نه موجب سستی ساختمان نوشته می‌شود، بلکه چه بسا توانی افزون بر قلم نویسنده می‌دمد و باعث می‌شود تا نویسنده با اصلاح ساختار نوشته، بستری مناسب‌تر برای رشد و تقویت پایه‌های نوشته خود پدید بیاورد.

اصلاً می‌توان گفت بسیاری از نویسندگان این‌گونه‌اند و در میانۀ مسیر نگارش، متوجه امکان پی‌ریزی ساختمانی بهتر برای نوشتۀ خود ‌می‌شوند، اما داشتن نقشه‌ای درست از آغاز، سبب فراغ بال و آزادی بیشتر نویسنده است و هم او را از سرگشتگی و گیجی حین نگارش به راحتی نجات می‌دهد.

بله، در بعضی موارد، شکیل‌ترین ساختار، نداشتن ساختار است؛ مثلاً، در نوشتجاتی که قصد نویسنده تنها ابراز عاطفه و احساس است و یا در یادداشت‌های کوتاه شبکه‌های اجتماعی که از چند خط تجاوز نمی‌کند نیازی به ترسیم نقشۀ راه نیست چون انتظار خواننده از نویسنده در این‌گونه موارد به بداهه‌ نوشتن و آزادنویسی است.

اما در غالب موارد بی‌شک نویسنده بایستی قبل از به دست گرفتن قلم یک پی‌ریزی برای ساختمان نوشتۀ خود داشته باشد و پس از نگارش اولیه و پیش از انتشار نیز چندباری دست به سر و روی آن بکشد و آن را به خوش‌ساخت‌ترین شکل ممکن بیاراید.

به اشتراک‌گذاری یادداشت
پیشنهاد مطالعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *