“فکر” راهبر نوشتن

غرض از فکر، فکری نیست که در یک متن گسترش می‌یابد و جان‌کلام و تمام‌حرف به حساب می‌آید، اینجا منظور تعقل و وارسی کردن موضوعی است که قصد داریم دربارۀ آن بنویسیم.

چنانچه در آغاز نوشتن انگاره‌هایی را که در اطراف سوژه‌ای داریم مورد توجه و تدبر قرار دهیم و پیرامون پرداخت و پرواربندی آن خوب فکر کنیم، متن ما عجین با ژرف‌بینی و روانی و استواری خواهد شد و برهان‌های ما با بنیادهای منطقی هم‌گام.

کسی که می‌نویسد، پیش از آن‌که قلم به دست بگیرد و چیزی روی کاغذ بیاورد، بایست بداند که برای گسترش متن چه چیزهایی خواهد نوشت و حجم آن چه مقدار خواهد بود.

درونمایۀ هر متنی فراوردۀ فکر نویسندۀ آن است. پس هرچقدر راست‌تر و درست‌تر فکر کنیم به همان مقدار متن ما بهتر و دلچسب‌تر خواهد بود.

بی‌تردید، همۀ آثار بزرگ و برجستۀ دنیا، به یُمن اندیشۀ مؤلفان آن خلق و ماندگار شده‌اند.

اگرچه نباید میزان وارسی به اندازۀ وسواس برسد و به جای به سرحال آوردن قلم نویسنده، برای آن ملال به بار بیاورد.

گاهی پیش می‌آید که برخی از نویسندگان پیش از آنکه تمام جوانب موضوع را موشکافانه وارسی کنند قلم به دست می‌گیرند و شروع به نوشتن می‌کنند، این شیوۀ نوشتن نادرست نیست لکن باید توجه داشت که این‌گونه نوشتن در قدوقوارۀ نویسندگان کهنه‌کار است.

به هر روی، نبایست فراموش کرد که خالق هر متنی شگرف، فکری ژرف است؛ فکر ژرف مشخص می‌کند که چه متنی بایست نوشت، چگونه آن را آغاز کرد و چگونه به آن خاتمه داد.

به اشتراک‌گذاری یادداشت
پیشنهاد مطالعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *